احمد على بابائى

28

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

نگفتن راز با كس تو مگو نگفتنى رازت را * پنهان شدنى ز گفتنى هست جدا ويرانى ببار آورد گفتن راز * پس گفتن اسرار نهان نيست روا من كتم سره كانت ، ( إلخ ) كسانى كه پنهان نمايند اسرار و راز پنهان شدنى خويش را بخير و صلاح آنهاست و بنفع و خير آنها خواهد بود كه راز پنهان داشته و به كسى آشكار نكنند ، چنان كه آشكار نمودن راز موجب سقوط كشته و نابود شود كسى كه اسرارش را عيان دارد البته اسرارى كه بايد پنهان نماند و گفته نشود نيز هر رازى گفتنى نيست كه موجب ويرانى شود و خرد - مندان اسرار نگفتنى خويش را هرگز بيان ندارند و عيان ننمايند كه مى دانند موجب ويرانى و سقوط است و آن كسى كه راز خويش را نگويد خير و صلاح خويش را خواهان است و از نيستى و سقوط بيم دارد كه خداوند هميشه بر او مدد آورده و از لغزش بلند نمايد و آبرويش را نريزد و رسوايش ننمايد . پس : راز نگفتنى خويش را با كسى در ميان مگذار و فاش ننما كه پنهان شدنى با گفتنى عملى متفاوت دارند ، چنان كه ويرانى و نابودى به بار مى آورد و راز پنهان شدنى را گفتن و روا نباشد خردمندى كه خود را رسوا نمايد و تباه گردد ، گفتن اسرار نهانش و تو نيز اى مؤمن در وقت فاش نمودن اسرار نهانت تحمل كن و عواقب آن را در نظر بگير .